تبليغاتX

ایران مـــــــن
ایران من تو بمان عشق هرگزنمی میرد

نمایندگان مردم! به طرح صیانت جامعه در برابر مفاسد اقتصادی رای منفی دادند!!

نمایندگان مردم! با عدالت چه خواهند کرد؟!

طرح صیانت جامعه در برابر مفاسد اقتصادی که طی آن قرار بود به دارایی مقامات، مسئولان و کارگزاران نظام رسیدگی شود ، در مجلسی که شعار عدالت و مبارزه با فساد می دهد، با رای منفی نمایندگانی که حقوق ماهیانه میلیونی دریافت می کنند، رد، و ازدستور کار مجلس خارج شد! تا طرحی که مشخص نبود حتی در صورت تصویب شدن، درست اجراء شود، مطرح نشود

براساس ماده یک این طرح رد شده، به منظور رسیدگی به دارایی مقامات، مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، افراد مشروحه ذیل مکلف می شدند که صورت دارایی خود، همسر و فرزندان تحت تکلف خود را به مراجع مقرر در این قانون اعلام کنند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 2:20  توسط محمد رضا شوق الشعرا  | 

احمدی نژاد، کارگر زاده ای که آقا زاده نبود، و فکر می کرد می تواند، براحتی و بدون تبعات و با شعار، آقازادگان و بر سر سفره نفت نشستگان را از جای خود بلند کرده، دست غارتگران را از غارتگری قطع ، و عدالت ایجاد کند، در سلسله گزارش های دوره ای از عملکرد دولت نهم به مردم، باز مردم را محرم ندانسته، و بجای بردن نام، و دادن نشانی و آدرس سر راست! از عنوان های مجهول برخی و فردی صحبت می کند، و می گوید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 0:10  توسط محمد رضا شوق الشعرا  | 

ایرانی در ایران، تفسیر عدالت خداوند است!

می گویند خداوند! آن روز که پس از خلق زمین، تکه هایی از نقاط  زمین را برای قوم ها و ملیت های مختلف سهمیه قرار داد و انتخاب کرد، فرشتگان! نسبت به منابع و ثروت و توانمندیهای سرزمین ایران اعتراض کرده، و به شدت، عدالت خداوند را به زیر سوال بردند، چرا که چهار نوع آب و هوا، رودخانه و کوه و کویر و دریا و نفت و گازو اورانیوم و انواع  و اقسام معادن مختلف و غنی در این سرزمین جای گرفته بود، شرایطی که هیچ سرزمین دیگری در جهان قابل مقایسه با آن نبود، و این براستی که در بسیاری ازاذهان، دور از عدالت خداوندی بود.

و اما فرشتگان نمی دانستند، که خداوند عادل و قادر و مهربان، برای رعایت توازن و اجرای عدالت در جهان، و اثبات قدرت و خدایی خود، همراه با سرزمین ایران، ایرانی را خلق کرده تا هیچکس، هیچ زمان، در جهان قادر نباشد  در عدالت خداوند شک کند. و..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 22:28  توسط محمد رضا شوق الشعرا  | 

با جمجمه بینی! و ادعا ارتباط با غیب و بزرگان دینی!

در عصر موج سوم و دوران رایانه و اینترنت، و هزاره دوم، اعضاء یک شبکه، که با ادعای ارتباط با غیب و بزرگان دینی و واسطه شدن برای بخشیده شدن گناهان، بدون زور و تهدید، هشتصد میلیون تومان از ثروتمندان و اقشار مختلف جامعه گرفته بودند، با تلاش هماهنگ مسئولان قضایی و ماموران اطلاعات اصفهان، به دام افتادند و دستگیر شدند!

در فضای نیمه روشن اتاق در میان یک باغ بزرگ و مجلل، جلسه مخفیانه و محرمانه ای تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شده بود، و جمعیت حاضر، با التهابی خاص، در انتظار ورود پیرمردی بودند، که با عالم غیب و ائمه و بزرگان دینی ارتباط داشت، و می توانست گناه و چهره واقعی گناهکاران را تشخیص دهد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 0:11  توسط محمد رضا شوق الشعرا  | 

مشكل ايران امروز كه از ديروز سرچشمه گرفته است، در نوع تفكرات روشنفكران ايراني مي باشد، اصلا خود اين كلمه ناهنجار روشنفكر، حربه اي براي مردم فريبي است.

اگر بخواهيم  عده  قليلي را  روشنفكر بدانيم و بناميم، مجبوريم تا تمام افرادي را كه در دايره روشنفكري قرار نمي گيرند، تاريك انديش و خاموش فكر بدانيم و بناميم. اما آيا اين تقسيم بندي درست و قابل قبول است؟!...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 2:42  توسط محمد رضا شوق الشعرا  | 

وقتی می خواستم پدرم را دار بزنم، به زمین افتاده بود و پاهایم را می بوسید!

مصطفی جوان 19 ساله ای که پدر شصت ساله اش را با حلق آویز کردن از درخت حیاط منزلش به قتل رسانده، و با ظاهر سازی، مرگ او را برای پلیس خودکشی قلمداد کرده بود، در بازجویی اعتراف کرد: پس از اینکه صبح روز حادثه، زمینی که در شهرستان به نام پدرم بود را با زور و تهدید به نام خودم کردم، شب باز هم به منزل پدرم در بومهن رفته و پدرم را که در اتاق خوابیده بود، بیدار کرده و بداخل حیاط بردم؛ و در حالیکه خواهر و مادرم با گریه و زاری به من التماس می کردند، آنها را با تهدید در اتاقی محبوس کرده، و پدرم را کشان کشان به داخل حیاط و مقابل طناب داری که از قبل آماده کرده بودم بردم، و در شرایطی که پدرم به زمین افتاده و پاهایم را می بوسید، او را به بالای چهار پایه برده، و طناب دار را بر گردنش آویختم.

پس از کشیدن چهار پایه از زیر پای پدرم، مرگ او را مشاهده کردم،و پس از اینکه او جان باخت، خواهر و مادرم را صدا کردم تا جسد پدر را مشاهده کنند، و به آنها گفتم، در صورتی که حرفی به پلیس بزنند، آنها را هم اینگونه می کشم!(منبع ایسنا)

بیایید امشب باز به آسمان نگاه کنیم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 0:26  توسط محمد رضا شوق الشعرا  | 

برادری خواهر 12 ساله اش را برای اینکه در آینده فاسد نشود، در مشهد  کشت!

قاتل دختر 12 ساله ای که در جنگل طرقبه مشهد به قتل رسیده بود، گفت: با توجه به اینکه من نان آور و فرزند بزرگ خانواده بودم، و کار و شغل درستی نداشتم، و درآمدم برای هزینه خانواده کافی نبود، تصمیم به اینکار گرفتم، که در آینده فاسد نشود!

علی یحیایی، بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در باره وضعیت سلامت روانی متهم  به خبرنگار ایسنا گفت: وی به لحاظ سلامت روحی و روانی مشکلی ندارد، و با توجه به اینکه پدر مقتول فوت کرده، تقاضای قصاص، از جانب مادر مقتول مطرح شده است.

بياييد با هم به آسمان نگاه كنيم!(۲)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 2:23  توسط محمد رضا شوق الشعرا  | 

اگر عزم و شهامت و برنامه ای برای مبارزه با تبعیض و فساد و نابرابری و بی عدالتی در جامعه نباشد، و در کوتاه مدت، خواست و آرزوی اکثریت مردم تحقق نیابد، دستیابی به سوخت و انرژی هسته ای نیز در نهایت، افتخاری نصیب دولت احمدی نژاد نخواهد کرد.

غوغا و هیاهوی سوخت و انرژی هسته ای، همچون پیروزی خاتمی و احمدی نژاد در دوم خرداد و سوم تیر، و بسیاری دیگر از مسائل داغ روز، بزودی فراموش و شامل مروز زمان شده، و از اذهان افکار عمومی پاک می شود، و باز مسئله کهنه و حل نشده عدالت اجتماعی و قانون، چهره خود را به مسئولین و دولتمردان نشان خواهد داد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 1:49  توسط محمد رضا شوق الشعرا  |