تبليغاتX

ایران مـــــــن
ایران من تو بمان عشق هرگزنمی میرد

مواظب خاک سرزمین ایران باشیم

سه میلیون و چهار صد هزار کیلومتر خاک ایران تاریخی کجاست؟!

با توجه به حقایق و شواهد تاریخی، تاریخ معاصر ایران را به دوران قبل و بعد از «معاهده شوم گلستان» می توان تقسیم کرد، معاهده شومی که در سال 1813 میلادی با روسیه تزاری بسته گشت، و به «معاهده ننگین ترکمانچای»  در سال 1828 میلادی پیوند داده شد، دو معاهده عبرت انگیز و غیرقابل باور و ارثیه تفکر قاجاریه است، که جدا از باز کردن پای انگلستان به ایران، به جنگ هرات و جدا شدن افغانستان از ایران ختم گشت، فتحعلیشاه و محمد شاه، پدر و پسری بودند، که بیشتر از ایران، به حفظ تخت و تاج و قدرت خود می اندیشیدند، و در این میان، با از دست دادن سرزمین های پهناوری از ایران، فقر و بدبختی و فلاکت را به مردم ایران هدیه دادند، و ایران را ناباورانه و با بی فکری و جهالت،به زیر سلطه روسیه و انگلستان بردند، سلطه ای که بعد ها سهم آمریکا شد، و حال روسیه تزاری دیروز، در قالب جمهوری و  شعارهای امروزی، می خواهد تا در رابطه با قضیه هسته ای ایران نقش ایفاء کند، و اما براستی! ایفاء نقش روسیه، با آن سابقه مشخص تاریخی،  در حل و فصل قضیه ای هسته ای ایران به کجا ختم خواهد شد؟  (برادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 22:54  توسط محمد رضا شوق الشعرا  | 

علی یعنی عدالت! علی یعنی تنهایی!

علی(ع) در میدان مبارزه و مقابله، با فساد و ظلم و بی عدالتی، و در جدال و کارزار با مافیاهای ثروت و مصلحت، که با قدرتی پنهان، تا اعماق جامعه ریشه دوانده و تار تنیده، و توده را در بند فقر و جهل و خرافات گرفتار کرده اند، تنهاست!

اختاپوسهای قدرت طلب، در زیر تن پوش مذهب و اخلاق و پیشرفت و توسعه، با حربه غوغاسالاری و آزادی و تبلیغات، عدالت را به نام عدالت، به مسلخ بی عدالتی می برند، آزادی را بنام آزادی! در بند می کشند، و حقیقت را بنام حقیقت، قربانی دروغ و مصلحت می کنند.

و علی! این فریاد بلند عدالت و حقیقت، این دشمن سازش ناپذیر دروغ  و مصلحت، این صداقت مدارترین سیاستمدار تاریخ، در مسلخ بی عدالتی و قربانگاه مصلحت تنهاست!

علی در مسلخ بی عدالتی، روبروی چشمان بسته جامعه ای که عدالت را جستجو می کنند، تصویر عدالت را نشان می دهد، و در قربانگاه مصلحت، برای گوشهای بسته ای که منتظر شنیدن صدای حقیقتند، فریاد می زند، و اما چشمها و گوش های بسته، نه می بینند، و نه می شنوند! و نه می خواهند، و نه می توانند، که ببینند و بشنوند!(برادامه مطلب کلیک کن)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 21:5  توسط محمد رضا شوق الشعرا  | 

اینجا، تهران، پایتخت ایران است، جایی که زنان خیابانی و مهاجران افغانی، در سیاهی شب و زیر چادر فقر، تاریخ دیگری را می نویسند، و اما! آنها، غریبه های میهمان، اینجا، در ایران من چه می کنند؟!

اعتراف جنایتکاران افغانی! به قتل 16 زن ایرانی!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 1:39  توسط محمد رضا شوق الشعرا  | 

دوران تسلط برخی از گروهها بر منافع ملی تمام شده است؟!

مستکبران، قلدران، نورچشمی ها، آقازاده ها، رانت خورها، انحصار طلب ها باید بروند؛ اگر چه طلحه و زبیر باشند، اگر چه در کنار پیامبر خدا شمشیر زده باشند! اما آیا می روند؟! آیا براحتی و با یک شعار و تهدید، میدان قدرت و منفعت را رها می کنند؟!

روزها را بشماریم! پانزده روز دیگر، دوم آبان؛ روز آخرین وعده رئیس جمهور است، و اما چرا نماینده ملت، در نظر آباد و بین مردم، آنچه را می داند امروز برای ملت ایران نمی گوید؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 12:49  توسط محمد رضا شوق الشعرا  | 

به بایزید گفتند: گوشت گران شده است

گفت: کاری بکنیم که ارزان شود

گفتند: چگونه؟!

گفت: نخریم و نخوریم!

و براستی چرا همیشه نقش مردم و خریداران و مصرف کنندگان در گران شدن ارزاق عمومی و افزایش قیمتها فراموش می شود؟!

چرا مردم با نخریدن و کم مصرف کردن، با گرانی و سود جویی گرانفروشان مقابله نمی کنند؟

گران شدن یکشبه و ساعتی اقلام خوراکی و مورد نیازمردم، بیانگر سوء استفاده و منفعت جویی دلالان و محتکران بی وجدان می باشد، و عواید افزایش قیمت های لحظه ای هیچگاه نصیب تولید کننده نمی شود، پس تا مردم نخواسته باشند و همکاری نکنند، هیچ دولت و حکومتی قادر به مبارزه و مقابله با پدیده گرانفروشی و افزایش لجام گسسته قیمت ها نمی باشد.

براستی! مغازه دار روزه داری که حبوبات موجود در مغازه را که به قیمت گذشته خریده است، و امروز به قیمت روز می فروشد، روزه اش صحیح است؟!

بیایید برای ارزان کردن گوشت و میوه و حبوبات، از بایزید  پیروی کنیم؟ نمی شود؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 0:18  توسط محمد رضا شوق الشعرا  |