پس از تحریم و در اوج تبلیغات و تهدید و جنگ روانی آمریکا و انگلیس علیه قضیه «قدرت هسته ای ایران»، اکثریت مردم ایران، تورم و گرانی و فشارهای اقتصادی و تبعیض و بی عدالتی و کمبود و جدال گروهها و جناح های سیاسی را فراموش کرده، و مخالفان و موافقان احمدی نژاد، راه پیمایی «هسته ای» را به سالروز پیروزی انقلاب پیوند داده، با فریاد «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر انگلیس» و « انرژی هسته ای، حق مسلم ماست» به «هسته ای شدن ایران» رای دادند و با سازش و تعلیق، مخالفت کردند...
قطار بی فرمان آمریکا و قطار بی ترمز ایران!
آمریکا و انگلیس، زمانی که مطلع و مطمئن شدند، عراق سلاح کشتار دسته جمعی و قدرت حمله متقابل به منافع آمریکا و متحدانش در جهان را ندارد، بعد از یک هجوم و حمله شدید تبلیغاتی، برای ایجاد خاورمیانه جدید و تثبیت قدرت خود در منطقه، به عراق حمله کردند، و اما! بعد از اشغال، هیچگاه سلاح های کشتار دسته جمعی در عراق کشف نشد!
تردید آمریکا برای حمله به ایران، در عدم شناسایی قدرت و توان نظامی واقعی ایران است، و این نکته را نظامیان و سیاستمداران آمریکایی خوب می دانند، که جمعیت و توانایی ایران و ایرانیان، با افغانستان و عراق قابل قیاس نیست...
و سرانجام بعد ازنزدیک به دو ساعت، گزارش رئیس جمهور به مردم، در قالب پاسخ احمدی نژاد به سوالات، در شبکه دو بپایان رسید، و یکبار دیگر پس ازمدتها، احمدی نژاد، احمدی نژاد قبل ازسوم تیر شد، و خود را احمدی نژادی نشان داد، که مردم می خواستند و می خواهند،و اما اگر استانداران و وزیران احمدی نژاد و نمایندگان اصولگرای مجلس! نیزهمچون احمدی نژاد بودند، و اینگونه فکر و کار و تحلیل کرده و صادقانه با مردم خرف می زدند، مشکلات و مسائل و وضعیت ایران، امروز اینگونه بود؟!
در طول 16 ماه و 29 روز ریاست جمهوری، احمدی نژاد! هم ضربه از تعریف و تمجید های همراهانن «متعصب» و موافقان «فرصت طلب» خود خورده است و هم ضربه از انتقادات و کنایه های مخالفان «کینه توز» و دشمنان «منفعت طلب» خود، و اینچنین است، که بررسی عملکرد و شناخت افکار احمدی نژاد، در شرایط موجود، سخت مشکل و گاه غیر ممکن می گردد...